گوگل پنجره



 
 

 مطالب واپسین

 

  جنبش سرتاسری تاجکان

  نگارنده: سیروس حبیب ۴\۳\۱۳۸۸

جنبش سرتاسری تاجکان

نخستین نشست جنبش سرتاسری تاجکان بتاریخ 5 جوزا سال روان درشهر« بیفاروایک» هالند برگزار گردید. بنده که نیز شرم اشتراک درین گردهمایی را داشتم، خواستم چشم دید خویش را برای دیگر عزیزان ایکه خوشبختی تشریف آوری در آن محفل را نداشتند بازگویی کنم.

محفل با تلاوت آیات چند از قرآن پاک آغاز گردید و پس از تلاوت آقای گوسفندیار سرپرست این جنبش با پهن درازتر از درازا خویش در ع... ادامه متن

 

  از چه خواهد شد؟، به سوی چه باید کرد؟

  نگارنده: عزیز آریانفر ۲۰\۲\۱۳۸۸

عزیز آریانفر
پیوست شماره سه

به نام آفریدگار توانا

از چه خواهد شد؟، به سوی چه باید کرد؟

ناگفته پیداست که در کشورهای پیشرفته جهان، همواره هنگامی که سخن بر سر تصمیمگیری های جدی و تعیین سرنوشت ملی باشد، پیوسته این پرسش مطرح می گردد که چه باید کرد؟

دردمندانه و سوگوارانه در کشور آشوب زده و سیه روز ما هماره این مساله باژگونه و وارونه بوده است و بیشتر مردم دست ز... ادامه متن

 

  نامه ی عاشقانه

  نگارنده: سیروس حبیب ۱۳\۲\۱۳۸۸

دوستان عزیز!

چندی قبل نامه ای را در قطار یافتم که به جز از اسامی فرستنده و گیرنده ی آن، هیچ آدرسی در عقب آن نوشته نشده بود. بناً خواستم تا آن نامه را که به زبان پارسی نوشته شده بود، بدون تغییر در محتوا ازاین طریق به گیرنده ی آن رسانم.

عزیزم گلدسته جان!

درست دو سال پیش از امروز بود که برای بار نخست توانستم واژه ی زیبایی را درک نمایم. لبخند ملیحت در ِ دنیای عشق و امید را... ادامه متن

 

  تفاوت در تصور

  نگارنده: جاوید فرهاد ۱۰\۲\۱۳۸۸

تفاوت در تصور
فریدریش" نیچه" فیلسوف بزرگ آلمانی از ابر چهره های مطرح در حوزه ی اندیشه است . ویژه گی تفکر نیچه، در نگاه بکروژرف اوست . دیدگاه نیچه، نا متعارف، سنت شکنانه و شجاعانه است:

همین سه ویژه گی باعث می شود که او را بدون توجه به رد پا پذیرش آرایش – الزاما- باید دوست داشته باشیم.

دریافت چشم انداز نیچه در باره ی پدیده های متعدد، تا حدی دشوار است، زیرا نیچه متفکریست ژرفنگ... ادامه متن

 

  رباعیات روز

  نگارنده: سیروس حبیب ۱۸\۱۰\۱۳۸۷

الله دختر چه کول*1 و دلبری تو
سیمین و سنبل و افسونگری تو
برایت بَز*2 فرستم از غم این
که باز چت*3 میکنی با دیگری تو

****

تو که گفتی اس ام اس *4 میکنی یار
شبانه تو مرا مِس *5 میکنی یار
کجا شد وعده هایت نازنینم
که گفتی بر لبم کِس *6 میکنی یار

****

مه قربانِ افاتارت*7 عزیزم
زعشق تو هلاک و من مریضم
شبانه تا سحر کارم همین است
که آن... ادامه متن

 

 

 

تازه ترین ها

 
 

 سرافرازی ذلت     نور الله وثوق
 تلاش کرگسان     نور الله وثوق
 رباعیات امروز     نور الله وثوق
 من و یک گوشه تنهایی     غفران بدخشانی
 اشکی بر گور بیگناهان بالابلوک     نور الله وثوق
 سرا پا اگر زرد و پژمرده ایم     قیصر امین پور
 اینجا چگونه وسوسه ها عام می شوند     نور الله وثوق
 این روز ها و خون من و گردن از شما     مژگان ساغر
 چهاربیتی ها (بخش پنجم)     نور الله وثوق
 چهاربیتی ها (بخش چهارم)     نور الله وثوق

 

پربیننده ترین ها

 
 

 

 در دام درد     کاوه کرامی
 بیا زرتشت     غفران بدخشانی
 الا ای با د شبگیری پیام من به دلبر بر     رابعه بلخی
 ای شاخ گل     شهر یار
 ای درد تو آرام دل من     ابولقاسم لاهوتی
 تنیده یاد تو در تار و پودم، میهن، ای میهن!     ابولقاسم لاهوتی
 مرا در واژه ها جویید     غفران بدخشانی
 سرچشمه ی خونست زدل تا به زبان های     میرزا غالب
 کمترین بنده بود مهر گل روی ترا     مخفی بدخشي
 دانه های انار     استاد واصف باختری